خرید بک لینک

میان لبخندت، به دنبال جرعه ای عشق می گردم ... شاید هم جرئه ای احساس
برای من
من که سالها بیابانها را شن به شن؛ هفت بار ... هفت دور
جست و جو کرده ام
سالهای زیادی به دنبال نشانِ تو؛ در پس کوچه های بی مهر و سرد شهر دویده ام
هفت بار از این کوی به آن کوی ... از این برزن به آن برزن
اکنون در قلبم سلطان هستی
بودن با حس لطفات لمست را می خواهم
اغوش گرم با عشقی آتشین
با مهری روز افرون ... اکنون چشمه ای میان برهوت یافته ام
جایی که خزان نیز بوی وصال میدهد
گویی میان لبانت نوزادی نه به دنبال آب ، به دنیال عشق، پای کوبیده است
که لبخندت مرا سیراب می کند

برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 17:39

صفحه بندی